در گفتگو با محمد درویش مطرح شد؛

بشر بی رحم مقابل طبیعت بی دفاع

بشر بی رحم مقابل طبیعت بی دفاع

لوازم حیوان خانگی: بلایی كه كرونا این روزها بر زندگی انسان ها آورده است، بی گمان نتیجه بی رحمی بشر مقابل طبیعت بی دفاعی بود كه قرن ها با آنكه می توانست منشا زندگی بهتر برای انسان باشد، مورد تعدی قرارگرفت.



خبرگزاری مهر؛ گروه استانها - قاسم منصور آل كثیر: ریزِكِ تاجدار همه را نشانه گرفته است! پولدار و فقیر، شرقی و غربی برایش فرقی ندارد؛ همه در برابرش تسلیم هستند. دور دنیا را می چرخد و تنها در كشورهایی ماندگاری بیشتری دارد كه كوچه های تنگ و تاریك داشته باشند؛ یعنی جهان سوم! جایی كه محیط زیست را همیشه كمتر جدی می گیرند. كرونا در عصر جدید نشان داد كه «مرزها» فقط خطوطِ سیاسی هستند و جهان به سمت كوچك تر شدن پیش می رود. چیزی كه از آن بعنوان «مرگِ فاصله ها» یاد می شود.
كرونا برای نخستین بار در جهان موجب شد تا حدودی جلوی خیلی از مرگ ها و تخریب ها ازجمله گازهای گلخانه ای، كاهش مرگ ومیر قابل توجه جاده ای و مرگ ومیرهای ناشی از آلودگی را بگیرد. این ریزكِ تاجدار به همه یاد داد كه می شود سبكِ زندگی را بسادگی تغییر داد و رفتارِ همه ما با طبیعت ارتباط مستقیمی با همه انسان های كره خاكی دارد.
فعالانِ محیط زیست می گویند: «بین خفاش كه عامل اصلی ویروس كرونا است و ریزگرد ارتباط وجود دارد». آنها می گویند: «خفاش، خیلی از آفت ها را از بین می برد» چرخه ای كه لازم است خیلی از تصمیم گیران متوجه آن باشند.
از سویی دیگر، فعالانِ محیط زیست می گویند: «نظام های سرمایه داری و طرفدارانش از دیگر عواملِ نشرِ كرونا هستند» و معتقدند «سرمایه داری خیلی از مواهب طبیعی بشر را می بلعد».
دولتی ها در ایران نیز اهتمام كردند رویكردِ بهتری به محیط زیست داشته باشند و آنرا «محورِ توسعه» خطاب كردند. با این وجود فعالانِ محیط زیست می گویند: «محیط زیست محور توسعه نیست و بستر توسعه است و نباید نگاه دولتی به آن داشت».
در ایران، خوزستان نمونه خوبی برای به تصویر كشاندنِ نتایجِ بی توجهی به محیط زیست است. كم توجهی به محیط زیست سبب شده تا در خوزستان ۱۰ هزار معلم مهاجرت كرده و ۱۵ هزار معلم درخواست مهاجرت را از استان بكنند كه بیشترین سرمایه اقتصادی را كشور دارد و تبدیل به مهاجر فرست ترین استان كشور شود. این تنها یكی از مصادیقِ لطمه های بی توجهی به محیطِ طبیعی و زیستیِ ما است.
برای شرحِ بیشترِ این مسائل، آشنایی با تبعات و نتایج ویروس كرونا، رابطه خفاش و ریزگرد، نقشِ سازمان محیط زیست و… با محمد درویش از فعالان شاخص حوزه اجتماعی و دوستدار محیطِ زیست و عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع كشور به گفت و گو نشستیم.
چقدر ساخت پل، سد، جاده و… بدون لحاظ كردنِ ملاحظه های زیست محیطی می تواند به توسعه كمك كند؟
توسعه مفهومی چند بُعدی است. توسعه فقط به این معنا نیست كه ما به یكی از ابعاد زندگی به شكلی یك سویه نگاهی فارغ از معمول نماییم و بقیه ابعاد را در نظر نگیریم. مثل این می ماند كه برای یكی از پایه های صندلی كلی خرج نماییم و از چوب قطور و قیمتی استفاده و ارتفاعش را بلند نماییم و به بقیه پایه های صندلی نرسیم. این رفتارمان منجر به سقوط صندلی می شود؛ بدین سبب همه چیز باید در كشور متعادل باشد.
ما نمی توانیم سومین كشور سدساز دنیا باشیم و از سویی بالاترین نرخ میزان فرسایش خاك را داشته باشیم. ۱۴ میلیون از هم وطنان ما زیر خط مطلق فقر باشند. وزارت آموزش و پرورش ما در چنان شرایطی باشد كه خیلی از معلمان از اینكه معلم هستند، احساس پایین بودن منزلت اجتماعی دارند. ما نمی توانیم بزرگ ترین بیمارستان خاورمیانه را بسازیم و در صورتیكه بالاترین نرخ میزان فرو نشست زمین را در دنیا داشته باشیم. همه اینها باید به تعادل برسند. شاید بهتر باشد بجای اینكه بزرگ ترین بیمارستان و برج و… را بسازیم، باید آنها در حد نرمال باشند و از آن طرف فقر را مدیریت و كیفیت آموزش و پرورش را بهتر نماییم تا بتوانیم با درآمدی كه داریم یك زندگی منطقی و مرفهی را برای قشر بیشتری از جمعیت فراهم نماییم.

حرف محیط زیستی ها همین است! آنها مخالف سد و اتوبان و بزرگراه نیستند اما آن قدر نباید افراطی به اینها پرداخت. در تهران آن قدر افراطی به ساخت بزرگراه پرداختیم كه باقی جنبه های زیست شهری را نادیده گرفتیم و فضایی برای آنهایی كه می خواهند دوچرخه سوار بشوند، آنهایی كه می خواهند پیاده بروند، قائل نشدیم و این امر می تواند خیلی خطرناك باشد چونكه موجب كم تحركی مردم می شود و همین كم تحركی سبب شده مردم در مقابل بیماری هایی مثل كرونا لطمه پذیرتر شوند. اگر می گذاشتیم مردم بیشتر از پیاده روی و دوچرخه سواری لذت ببرند و استفاده كنند الان مردم كمتر گرفتار دیابت، كبد چرب و چاقی می شدند چونكه همین زمینه ها موجب ابتلای مردم به كووید ۱۹ می شود.
چرا همیشه بین دولتی ها كه محیط زیست را محور توسعه می دانند و محیط زیستی ها كه آنرا بستری برای توسعه می دانند بحث است؟ نظر شما چیست؟
محیط زیست محور توسعه نیست كه بشود بر سرِ آن معامله كرد. محیط زیست اگر وجود نداشته باشد هیچكدام از محورهای توسعه وجود نخواهند داشت و زندگی بی معنا می شد. ما باید بستری جهت زندگی داشته باشیم تا در آن بستر تلاش نماییم، زندگی نماییم، ماشین بخریم، كشاورزی نماییم، خانه بخریم و...
چه فایده اگر خانه مدرن و ماشین آخرین سیستم داشته باشیم اما هوایی برای تنفس و آبی برای آشامیدن نداشته باشیم! چه كسی حاضر است در چنین جایی زندگی كند؟ كسی نمی تواند روی اینها معامله كند؛ بدین سبب نخستین حقی كه مردم یك سرزمین باید از آن برخوردار باشند حق محیط زیست مطلوب و حقِ داشتنِ هوا، آب و خاك سالم می باشد. بعد از آن كه اینها برقرار شد باید به فكر توسعه بود.

شما نمی توانید به كسی بگویید من فرزند شما را می گیرم و به جایش یك خودروی بی ام دابلیو آخرین مدل را می دهم. فرزند را كسی معامله نمی كند و محیط زیست هم باید مثل فرزند باشد و جز فضیلت های اخلاقی غیرقابل معامله ما باشد. كسانی كه می گویند «محیط زیست محور توسعه است» یا می گویند «ما به بهانه اشتغال و مهار تورم ملاحظات محیط زیست را باید ذبح كنیم» آنها فهم درستی از زندگی ندارند و جایگاه، شأن و صلاحیت تصاحب صندلی ها را ندارند.
پس نقش سازمان محیط زیست در كوشش برای ایجاد این بستر چه می شود؟
سازمان محیط زیست یكی از راهبردی ترین سازمان ها در هر كشوری است. مطابق اصل پنج قانون اساسی اختیارات خوبی هم به این سازمان داده شده است. این سازمان می تواند روی حُسن اجرای همه سازمان ها نظارت كند و می تواند آگهی و اخطار دهد. حتی می تواند از تصویب طرحی كه همه نمایندگان مجلس به آن رأی داده اند، جلوگیری كند. هیچ سازمان دیگری چنین قدرتی ندارد.
آیا برای این قدرتِ نظارتیِ سازمان محیط زیست مصادیقی در ایران وجود دارد؟
متأسفانه رؤسایی را برای سازمان محیط زیست انتخاب می نماییم كه آنها بجای اینكه نگران محیط زیست خودشان باشند نگران میز و صندلی شان می شوند و هیچ گاه حاضر نیستند از اختیارات قانونی خودشان به نفع مردم و محیط زیست استفاده كنند.
آیا مسئله فقط رئیس سازمان بودن است؟ یا اینكه جریان های بیرونی بر سازمان مؤثر هستند؟
نه. البته طبق قانون، سازمان محیط زیست می تواند هر كاری را در امتداد اصل پنج قانون اساسی انجام دهد. مهم این است كه انسان هایی را می گمارند كه نخواهند از این اختیارات استفاده كنند. این اتفاقی است كه سبب شده سازمان محیط زیست ما در كشور دارای آن جایگاه واقعی خود نباشد. چون قرار بر این است كه نباشد و مقرر است سازمان فقط یك ویترین باشد! یك مترسك باشد! هیچ گاه اجازه نمی دهند سازمان محیط زیست آن طور كه باید قوی باشد. تا وقتی هم كه ما مدیرانی نداشته باشیم كه سواد محیط زیستی نداشته باشند در به روی همان پاشنه می چرخد.
تبعاتی مثل سیل پارینه و امسال و ویروس كرونا و… را در این مدت شاهد بوده ایم. این تصمیم گیرانی را كه به آنها اشاره كردید، نمی ترساند و به خودشان نمی آیند؟
برای كسی كه از عینك استفاده نمی كند تا وقتی كه خطر را لمس نكند، متوجه آن نمی گردد. آن عینك، عینكِ دانایی است كه متأسفانه اغلب مدیران آنرا ندارند. نه فقط در ایران بلكه همین ترامپ در كاخ سفید، كرونا را مسخره می كرد. همین چند روز پیش رئیس جمهور مكزیك در جمع هوادارانش رفته بود و با همه دست می داد. این یك مشكل جهانی است كه داریم و سیاستمداران بجای اینكه جز خردمندترین افراد جامعه باشند، جز لمپن ترین و شومن ترین آدم ها هستند كه بتوانند لابی كنند و رأی جمع كنند و اختیارات بگیرند و بعد نماینده همان قدرت و ثروت های می شوند كه به آنها رأی دادند نه مردمی كه به آنها رأی دادند.

با این حساب بنظر می رسد انسان با طبیعت فاصله گرفته است. عبور انسان از مرز تخطی با طبیعت در چه وضعیتی است؟
انسان از سال ۱۹۸۰ میلادی یعنی ۴۰ سال است كه از مرز تخطی، گذشت. آخرین سالی كه میزان تولید و مصرف در زمین برابر بود سال ۱۹۸۰ میلادی است. از آن سال به بعد میزان مصرف جهان از تولیدش بیشتر شد. امسال پیش از اختتام ماه هفتم میلادی، كل تولیدِ یك ساله كره زمین تمام می شود و وضعیت بسیار نگران كننده است. پیش بینی شده است كه تا اختتام این قرن، بیش از ۷۰ درصد زیستمندانی كه ساكن كره زمین هستند، گرفتار فروپاشی می شوند و از بین می روند مگر اینكه ما در انتشار گازهای گلخانه ای تغییرات جدی ایجاد نماییم و اجازه ندهیم میانگین دمای كره زمین دست كم مطابق پیش بینی هایی كه شده چهار درجه افزایش پیدا كند. اگر این اتفاق رخ ندهد، آینده خوبی برای جهان و ایران پیش بینی نمی گردد و ایران بمراتب لطمه پذیرتر از متوسط جهانی است چون میانگین ریزش های آسمانی اش كمتر و تبخیرش بیشتر است.
آیا ظرفیت زیستگاهی زمین به انتها رسیده كه موجب پیدایش چنین وقایع دهشتناكی شده است؟
ظرفیت زیستگاهی زمین برای موجودی به نام انسان در وضعیت قرمز قرار گرفته است اما زمین همیشه وجود داشته و وجود خواهد داشت تا هنگامی كه آب وجود دارد؛ بدین سبب با این وضعیت می توانیم شاهد انقراض هفتم باشیم كه انقراض انسان ها است. موجوداتی بمراتب قویتر از انسان ها مثل دایناسورها منقرض شدند؛ بدین سبب ممكنست اگر انسان رفتارش را تغییر ندهد و جمعیتش را كنترل نكند، آنها هم منقرض شوند كه در این خصوص كووید ۱۹ یك پتك است.
با توجه به شیوع این ویروس بوسیله خفاش، رفتارِ جریان های سوداگر و اقتصاد محور باز هم ممكنست منجر به شیوع و ایجاد بیماری های ناشناخته جدیدتری شود؟
بله ممكنست این اتفاق رخ دهد مگر اینكه جریان قرنطینه تمام شود و منجر به تغییر باورهای انسان ها شود و مردم این امر را جدی بگیرند كه این مسئله شوخی ندارد. همین چند روز قبل ترامپ اعلام نمود به رغم اینكه گفته بود «تا عید پاك همه چیز به حالت عادی بر می گردد» و همین طور كه رئیس جمهور ما نیز گفته بود «تا نیمه شعبان جشن می گیریم و زندگیمان عادی می شود» اما ترامپ حالا اعلام می كند كه دست كم تا ماه ژوئن هیچ چیزی عادی نخواهد شد.
هنوز طبق برآوردها شاید تا یك سال باید این شرایط را تحمل كنیم؛ بدین سبب امیدوارم كه تغییر شرایط سبب شود نحوه رفتارمان با زمین را تغییرِ اساسی بدهیم.

در مورد خفاش ها، ما به زیستگاه خفاش ها حمله كردیم. ما به آنها تجاوز كردیم. آنها كه به ما كاری نداشتند و میلیون ها سال است كه زندگی می كنند و اتفاقاً یكی از پستانداران مفید هستند كه روزانه ۶ هزار جمعیت حشره را كنترل می كنند و موجب می شوند آفت ها از بین بروند و میزان خسارت به محصولات كشاورزی كاهش پیدا كند. همین طور خفاش ها مسئول گرده افشانی برخی از گونه های مقاوم در مناطق بیابانی ازجمله كاكتوس ها هستند. اگر خفاش ها نباشند كاكتوس ها نمی توانند گرده افشانی كنند و در نتیجه از بین می روند و اگر از بین بروند، برهنگیِ سطحِ زمین بیشتر می شود و منجر به تشدیدِ ریزگردها و گرد و غبار شود كه ضررش را همه خواهیم دید.
ما به بهانه توسعه گردشگری در غارها و نورافشانی و كارهای معدنی یا خرافاتی كه وجود دارد و می گویند: «فضله خفاش ها می تواند سرطان را درمان كند». گروه های سوداگر ریختند و زندگی آنها را از هم پاشاندند. در اثر این استرسی كه به خفاش وارد شد و موجب شد وارد مناطق جدیدی شوند كه خودشان نمی خواستند. در نتیجه جهشی صورت گرفت كه البته این ویروس ها برای خفاش ها خطرناك نبود اما با واسطه ای بوسیله مورچه خار وارد حیات انسان شد و فاجعه به بار آمد.
مصداق جریان های سوداگر در كشور و استان خوزستان چیست؟ برای مثال جابه جایی گاومیش ها در خوزستان نیز ممكنست مسئله ساز شود؟
در مورد گاومیش ها اطلاعاتی ندارم و باید بوسیله دامپزشك دنبال مشكل و چاره آن باشیم ولی در كل مثلاً جریان هایی كه حالا تقویت می كنند، می گویند: «برای تامین خوراكی مردم چاره ای جز این نیست كه بریم به سمت دست كاری ژنتیكی» كه در آینده تبعات جبران ناپذیر و ایجاد بیماری های جدید دیگری شود. یادمان باشد وقتی حدود ۳۰ درصد از غذای جهان هدر می شود چرا فكر می نماییم غذا كم است؟ مدیریت آن مشكل دارد و غذا كم نیست.

به جای اینكه شركت های چندملیتی نفع ببرند، بیاییم روی این مسئله كار نماییم و اجازه ندهیم غذا به هدر رود و ضایعات كشاورزی ما چند برابر میانگین جهانی شود و موجب به هدر رفتن آب شود. اگر این اتفاق رخ دهد دیگر سوداگران لازم نیست بیایند و سدسازی كنند و طرح های انتقال آب را اجرا كنند و سرشاخه های كارون را با تنش مواجه كنند و بعد هورالعظیم خشك شود. این اتفاقات می تواند چنین تبعاتی داشته باشد.
در مسئله «زباله» نیز می گویند: «چون پسآب ها و شیرابه ها وارد سفره های آب های زیرزمینی می شوند در نتیجه آب كیفیت پایینی پیدا می كند و ما باید جنگل های شمال را نابود نماییم و سد بسازیم تا آب شیرین برای مردم تامین كنیم». بعد می گوئیم: «چرا تصفیه خانه نمی زنید؟» می گویند: «پول نداریم». پول ندارند تصفیه خانه بزنند اما هزار برابر پول دارند كه سد بسازند! چرا؟ چون سود در همین جریان ها است.
ما امكانات اولیه پیشگیری را فراهم نمی نماییم بعد می گذاریم مردم مریض بشوند و می گوئیم خب باید دارو وارد شود و گروه هایی از این جریان سود می برند كه مردم بهتر است مریض شوند و وقتی مریض شدند پول و سود در درمانِ مردم است. مردمی كه سالم باشند كه كل مافیای دارو ضرر می كند؛ برای همین ناخواسته بخش هایی تقویت می شوند كه برای سوداگری ها بتواند گذرگاه درآمد ایجاد كند.
مثلاً وقتی سد كرخه را زدیم فكری برای مردم پایین تر از سد كرخه كه سال های سال از راه شكار پرنده ها، حصیربافی و ماهی گیری زندگی می گذراندند، نكردیم. در رفیع، بستان و سوسنگرد و همه آن روستاها همچون جزایر مجنون همه آن معیشت ها نابود شد. همه پرنده ها رفتند. تعداد گاومیش ها به شدت كم شد و ما به بهانه توسعه میدان های نفتی دشت آزادگان چشم خودمان را بستیم و اجازه دادیم تا بخش بزرگی از هورالعظیم خشك شود.

همین مسئله به مهاجرت دامن زد و مردم رو به حاشیه شهرهای بزرگ مثل آبادان و اهواز و… آوردند؛ همین حاشیه نشینی تنش های امنیتی و اجتماعی به وجود می آورد. این ندانم كاری های ما مثلاً می خواستیم ۲۰ درصد از استخراج نفت در میدان نفتی آزادگان از چین تخفیف بگیریم و گفتیم دیگر آب وارد هورالعظیم نشود و فكر نكردیم كه این تصمیم می تواند چقدر تبعاتش بدتر باشد.
اگر این همه ریزگرد وارد اهواز می شود، اگر میانگین دما گاهی از ۵۰ درجه می گذرد به خاطر این است كه ما كولر طبیعی هورالعظیم را از بین بردیم و از دست دادیم. همه نیزارهایی كه می توانستند منطقه را خنك كنند و ظرفیت گرمایی را بالاتر ببرد، گردشگری را تقویت كند و شمار پرنده ها را افزایش دهد و خود فضله پرنده ها موجب می شود حاصل خیزی زمین افزایش پیدا كند و آفت ها را كنترل می كردند و… همه آنها را از دست دادیم و در مجموع در خوزستان یك ضرر بزرگ كردیم.
به طور قطع فعالان محیط زیستی از شیوع ویروس هایی نظیر كرونا متعجب نشدند. آیا ویروس دیگری ممكنست دنیا را تكان دهد؟
بله در مطالعه ای كه در سال ۱۹۶۰ تا ۲۰۰۴ انجام شد بطور تقریبی ۳۳۵ نوع بیماری جدید كشف شده است كه فقط چند تا از آنها را مثل ایدز، سارس، ابولا و… می شناسیم و این بیماری ها به مرور خودشان را نشان میدهد. در جزیره ایسلند بعد از میلیون ها سال كه همیشه یخ زده بود به خاطر گرمایش زمین كه یخ ها تكان خورده متوجه شدند زیرِ این لایه ها ویروس هایی وجود دارد كه خطرشان از كووید ۱۹ بمراتب بیشتر است. اینها همه هشدارهای جدی هستند و اگر ما این پتك را جدی نگیریم و سبك زندگی مان را تغییر ندهیم بالاخره به مرحله انقراض خواهیم رسید.


منبع:

1399/01/20
22:45:57
5.0 / 5
2617
تگهای خبر: آب , آلودگی , آموزش , پزشك
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۲ بعلاوه ۵
petpart لوازم حیوان لوازم حیوانات خانگی

PetPart لوازم حیوان خانگی

لوازم حیوانات خانگی

petpart.ir - حقوق مادی و معنوی سایت لوازم حیوان خانگی محفوظ است